تبليغاتX
تصوف و طریقت
نقشبندیه عجب قافله سالارانند... که برند از ره پنهان به حرم قافله را

مختصري از زندگينامه قطب زمان, فريد دهر, پيشواي طريقت نقشبنديه,حضرت الشيخ محمد عثمان سراج الدين نقشبندي قدس سره


                                                    

4

         

   وي در سال 1314 هجري قمري مطابق با سال 1275 هجري شمسي و 1896 ميلادي در صفي آباد جوانرود ـ كرمانشاه ايران متولد شد.

    وي در همان سنين كودكي به همراه برادرش مولانا خالد به تحصيل علوم ديني پرداخت و از پنج سالگي در حلقه ختم صوفيان نيز حاضر بود.

    ادبيات عرب و فارسي را در مدارس ديني بياره و دورود شريف آموخت و قرائت قرآن را از قاري مشهور مصري, شيخ مصطفي اسماعيل و تفسير قرآن را از علامه سيد حسين طاربوغي فرا گرفت.

    از اساتيد به نام و مشهور شيخ مي توان به ملا عبدالكريم خانه شوري اشاره نمود كه مدتي نزد ايشان تلمذ نمود.

    شيخ پس از اتمام دوران تحصيل, به دستور والد ماجد, پدر بزرگوار خويش حضرت الشيخ علاءالدين نقشبندي قدس سره الشريف به اداره امور خانقاه ها مشغول شد. تا اينكه شيخ علاءالدين به علت ناتواني و كسالت, در سال 1373 هجري قمري (1332هـ .ش ـ 1954م) او را به بياره شريف باز خواند.

    پس از مدتي شيخ علاءالدين دار فاني را وداع گفت و بنابر وصيت ايشان, شيخ بر مسند ارشاد نشست.

    در سال1373 هجري قمري مطابق1337 هجري شمسي و1958 ميلادي بعلت آشفتگي اوضاع سياسي عراق, شيخ دوباره به دورود ايران بازگشت و تا سال 1400 هجري قمري در كمال محبوبيت به ارشاد و راهنمايي مردم پرداخت.

    شيخ در اين مدت, مسافرت هاي متعددي به اطراف داشت كه يكي از آنها, سفر پرخير و بركت ايشان در پاييز 1346 هجري شمسي بر تركان صحرا و ديدار وي از مريدان و دلباختگانش بود.

    پس از انقلاب اسلامي ايران و به سبب آشفتگي مرزهاي غربي كشور, شيخ در سال 1358 هـ .ش دوباره به بياره بازگشت.

    با شروع جنگ ايران و عراق, به بغداد و سپس به عمّان نقل مكان كرد. مدتي مهمان اردن هاشمي بود. سپس به استانبول تركيه هجرت كرده و تا زمان رحلت, همانجا مشغول ارشاد و راهنمايي مردم شد.

    شيخ محمد عثمان سراج الدين نقشبندي ثاني, سر انجام پس از عمري طولاني در راه ارشاد و تربيت مريدان, در نخستين ساعات بامداد روز پنجشنبه 21 رمضان المبارك بسال 1417 هجري قمري مطابق  11/11/1375هجري شمسي و 31 ژانويه 1997 ميلادي در كمال آرامش جان به جان آفرين تسليم كرده و دارفاني را وداع گفت.

   وفات او ضايعه اي جبران ناپذير و حادثه اي دردناك در قلبهاي مشتاقان و مريدان و علاقمندان وي بود. روحش شاد و يادش گرامي باد

در مه روزه, ببردش سوي خويش

قلب دلداران عرفان كرده ريش

وا اسف سـر رشتـه اظهــار رفـت

شيـخ ما, عـلامـه اعصـار رفت

    از تاليفات و آثار وي مي توان به تفسير سوره تين, سراج القلوب و دو ديوان شعر به زبانهاي كردي و فارسي اشاره كرد.

    شيخ در طب سنتي يد طولايي داشت و براي بيماريهاي صعب العلاج نسخه هاي ابتكاري تجويز مي نمود.

    شيخ, پير مرد و در عين حال شاداب, خوش ذوق, عالم, اديب, شاعر, نويسنده و عارف بزرگي بود.

    مي گويند: در ايام سلوك, در طول يكسال جز آب و نان چيز ديگري بر لب نمي نهاده است.

   ايشان در غير از كردستان ايران و عراق و تركمان صحرا, در لبنان,  تركيه, مصر, عربستان سعودي, اردن, سودان و ديگر كشورهاي  آسيايي, اروپايي و آفريقايي مريدان و منسوبان فراواني دارد.

 


 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 9:46  توسط سید رفعت حسینی  | 

. مشایخ نقشبندی

يكي از مرشدان و بزرگان نقشبندي، مولانا شاه غلامعلي عبدالله دهوي(1240-1158 ه ق) است. عارف و دانشمند بزرگ كرد، ضياالدين ابوالبها مولانا خالد ذوالجناحين شهروزي(1242-1193 ه ق) با راهنمايي يكي ازمريدان او در سال 1222 ه ق به دهلي در هندوستان مي رود. و پس از يكسال ، با اخذ طريقه و اجازه ارشاد از شاه عبدالله ، به كردستان باز ميگردد. و به ارشاد و تبليغ طريقه نقشبندي مي پردازد. يكي از جانشينان بسيار نامي مولانا خالد (( شيخ عثمان سراج الدين نقشبندي ) است. او در سال 1195 ه ق در در روستاي ((ته ويله))  در كردستان (عراق) متولد شد. و پس از رسيدن به سن بلوغ، به تحصيل علوم ديني آغازيد. وي براي ادامه تحصيل علوم ديني، چند سالي را هم در بغداد ماندگار شد و در سال 1228ه ق ؛ در شهر سليمانيه عراق به عنوان اولين خليفه مولانا ، اجازه خلافت و ارشاد گرفت. شيخ عثمان ، پس از چند سال ، به اورامان((هه ورامان)) بر ميگردد و در روستاي مسقط الراس خويش و گاهي در مناطق اطراف آن ،  تا سال وفاتش (1283 ه ق) به ارشاد مشغول مي شود.شيخ عثمان شش فرزند پسر داشت كه چهار نفر از آنان و همچنين نوه هاي ايشان ، به مقام خلافت و ارشاد رسيدند و هر كدام در جايي به ارشاد طريقه نقشبندي پرداخته اند.

  1. حاج شيخ محمد بهاء الدين>> شيخ علي حسام الدين

  2. حاج شيخ عبدالرحمن ابوالوفا

  3. شيخ عمر ضياء الدين>>شيخ محمد نجم الدين، شيخ محمد علاء الدين

  4. حاج شيخ احمد شمس الدين

  5. شيخ محمد عثمان سراج الدين


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 18:56  توسط سید رفعت حسینی  | 

  •  طريقه نقشبنديه


 تاريخ ابتداي طريقه نقشبنديه به اوايل قرنهاي اسلامي بر ميگردد. و در طول سده هاي گوناگون ، نام آن تغيير يافته است. در اين طريقه ، گرچه نام ((شاه نقشبند)) شهرت بيشتري دارد، اما نقشبنديان ، به پيش از او ميرسند. و طريقه او ، به حقيقت ، دنبالة طريقة ((خواجگان)) است.

خواجه بها الدين محمد بن محمد اويسي بخاري، مشهور به شاه نقشبند، متولد در روستاي ((قصر عارفان)) در يك فرسنگي شهر بخارا، به سال 718 ه ق ، و متوفي در همانجا به سال 791 . وي گرچه دستپرورده سيد امير كلال (772 ه ق) بود.، امادر واقع، اويسي و مستفيد از روحانيت عارف بزرگوار((خواجه عبدالخالق غجدواني است. شاه نقشبند، سه اصل به اصول هشتگانه غجدواني افزود. و با الهام از روح او، مامور به تلقين ((ذكر خلفي)) شد و ذكر جهر را منسوخ كرد. آرامگاهش ، هنوز پا بر جا و مزار عاشقان است.  طريقه نقشبنديه، به او نسبت دارد.

طريقه نقشبندي، برسنت و شريعت و دوري از بدعت استوار است. و تاكيد دارد و همين ، باعث شده است كه در شرق و غرب جهان اسلام، گسترش يابد و به خصوص ، روش عرفاني علما و فضلا و ادبا و فقهاي اسلام بشود.

سالك مبتدي و مريد در طريقه نقشبند ، انساني پايبند به شريعت اسلا م و سنت پيامبر (ص) و پرهيزنده از بدعت است، وي ، بايد اين 11 اصل را رعايت كندو دارا شود:

 -هوش در دم 2- نظر بر قدم 3- سفر در وطن 4- خلوت در انجمن 5- ياد كرد 6- بازگشت 7- نگاهداشت 8- يادداشت 9- وقوف زماني 10- وقوف عددي 11- وقوف قلبي


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 18:46  توسط سید رفعت حسینی  |